خرید بک لینک
(در اضطراب از دست دادن حال خوش و یا در تشویش به دست نیاوردن آن)اگر شراب نتواند غم از دلمان بزداید، خطر و هراس حوادث، اساس وجودمان را به باد خواهد داد.و اگر عقل با مستی و بیخودی لنگر  نکشد، چگونه کشتی را از میان طوفان بلا ببرد؟!(شراب عشق باید عقل را مست کند تا تدبیرکند برای رهایی از آشوبهای جهان وگرنه خرد در وهله اول رویارویی بلاها عقب مینشیند)۳- فریاد که زمانه غایبانه با ما نرد  میبازد( همزمان همه را میبرد)، و هیچ کس نتوانسته یک دست ازین فلک دغل باز ببرد.۴-گذار آدمی در این جهان بر تاریکی( ذات جهان- نسبی بودن همه چیز) است، پیر و راهبری چون خضر آرزو میکنم، مبادا که این آتش حرمان و دوری آبرویمان را بریزد( آب ایهام به آب حیات)۵-دل عاشق بیطاقتم، به این خاطر شوق چمن دارد، که باد صبا با نواختنهای( بیماری صبا) آرامش بخشش، جانم را از نابودی نجات دهد.۶- من طبیب حضرت عشقم، پس باده بریز که این معجون شفا بخش با بیخودی، آسایش خاطر آورد و اندیشه هایی که جان را به اسارت می کشند را از میان برمیدارد.۷-سوخت حافظ در غم عشق و در این دنیای تاریک و هیچ کس بهر خدا پیامش را به معشوق نرساند!دکتر مهدی صحافیان آرامش و پرواز روح

برچسب: نویسنده: آریا محمدپور تاريخ: جمعه 20 خرداد 1401 ساعت: 1:10

سر در چاه اینترنت می کنم و دردهای دلم را می گویم ناگهان همه از آن با خبر می شوند !
با شما راز می گویم که همه مثل هم هستیم و این اسرار مربوط به همان حقیقت است که همه در آن شریکیم.

برچسب: نویسنده: آریا محمدپور تاريخ: جمعه 20 خرداد 1401 ساعت: 1:10

...قاصدان فرمان یافته بودند که بر ابراهیم فرود آیند و او و ساره را به اسحاق بشارت دهند.پانزده شب بود که ابراهیم مهمان نداشت پس از آن خورسند شد که مهمان نکوروی مانند آنها نداشته بود و گفت اینان را هیچ کس جز خود من خدمت نکند.گوسالهای بریان بیاورد و پیش آنها نهاد که دست نزدند.گفتند بیم مکن که ما را به سوی قوم لوط فرستادهاند.ساره ایستاد بخندید که از کار قوم لوط خبر داشت و او را به اسحاق بشارت دادند.در آن هنگام ساره نود ساله بود و ابراهیم یکصد و بیست سال داشت.از "شعیبجبای" روایت کردهاند که ابراهیم شانزده ساله بود که وی را به آتش افکندند و اسحاق* هفت ساله بود که فرمان ذبح وی آمد و ساره نود ساله بود که وی را بزاد و مذبح اسحاق دو میل از خانه ایلیا فاصله داشت و چون ساره فرمان ذبح وی را بدانست دو روز بیمار شد و سوم روز یمرد.بنای کعبهپس از تولد اسماعیل و اسحاق خدا عزوجل به ابراهیم فرمان داد که خانهای بسازد و ابراهیم ندانست بنای خانه را کجا کند.خدای "آرامش" را نزد او فرستاد که محل خانه را بنماید و " آرامش" بر او بگذشت و هاجر و اسماعیل که کودکی خردسال بود همراه ابراهیم بودند....خدای تعالی " آرامش" را که بادی سخت بود و دو سر داشت بفرستاد و سرها به دنبال یکدیگر بود و برفت تا به مکه رسید و در جای کعبه حلقه زد چنانکه مار حلقه زند و ابراهیم فرمان گرفت هر جا آرامش جای گرفت خانه را بنیان کند. (تاریخ طبری یا تاریخ الرسل والملوک، ترجمه ابوالقاسم پاینده ج۱ ص۱۹۰-۱۸۷)* ذبیح بودن اسحاق فقط در تورات و به دنبال آن در تفاسیر و متون اهل سنت آمده است.دکتر مهدی صحافیان آرامش و پرواز روح

برچسب: نویسنده: آریا محمدپور تاريخ: جمعه 20 خرداد 1401 ساعت: 1:10

صفحه بندی